با خانم يا آقاي -ف- صحبت دارم.
پامونو از تهران بيرون گذاشتيم ،من هم فرانسه رفتم هم شهرايه ايتاليا رو ساعتها ديدم، فكر كردم حتي صحنه هايي كه ايرانيا تو فيلمها دنبالش مي گردن من تو خيابانونهاي اين كشورهاي به ظاهر متجدد ديدم اما اونهايي كه به راحتي دست مي دن و هر فضاي خصوصي خودشون رو در هرجا براي خودشون ايجاد مي كنن-از اين زندگي بريدن و ديگه هيچ احساس داشتن خانواده-حريم-ندارن و به آخر خط رسيدن .طبيعي ديدن مسئله بدحجابي و بي حجابي ،تا يك مدت كوتاه به صورت مسكن به ارامش كمك مي كنه اما در دراز مدت احساس پوچي و بي كسي و بي تكيه گاهي و دوري از معبود بيچاره مي كنه.انسان به صورت فطري خداجو هست و نمي تونه از اصل وجودي خودش جدا بشه.تو با چند تا از آدماي به قول خودت اون ور مرز صحبت كني خودشون مي گن كه چشون شده و از اين آزادي ظاهري به كجا رسيدن.يه كم بيشتر فكر كن.